پیام مهم (پست ثابت)

سلام به دوستای عزیزم.یه پیام مهم دارم.وبلاگم رو تفکیک کردم به دو تا وبلاگ زیر .از این به بعد به هر دو شون سر بزنید.مرسی.....,و نظر هم یادتون نره.......

مطالب جالب و خنده دار  www.labkhand110.blogfa.com

عکس و فیلم و اهنگ از بازیگرا و خواننده ها     www.celebrities110.blogfa.com

نابغه های ریاضی/فیززیک/نجوم    http://www.fam-nabeghe.blogfa.com

بدروووووووووووووووووووود

یه عالمه پ ن پ

نصف شب ماشین خاموش شده زنگ زدم میگم بابا باطری ماشین تموم کرده روشن نمیشه. میگه یعنی خالی شده؟

پ ن پ واقعا تموم کرده دارم میبرم خاکش کنم گفتم ببینم تو هم میای؟

.

.

رفتم یه مغازه لوازم ورزشی گفتم ببخشید اقا کش دارید؟

گفت :کش ورزشی؟

گفتم :پ ن پ کش شلوار.

یکم نگام کرد خندید رفت واسم اورد.

گفتم این کش ورزشیه؟

گفت :پ ن پ کش شلواره.

دیگه هیچی کم اوردم... من برم یه بلیط واسه ورود به افق بخرم

.

.

دیروز توی یه دعوا یک په نه په شنیدم خیلی باحال بود:

اولی : میدونستی خیلی خری؟!

دومی : په نه په فکر کردی فقط خودت خری!!!

خدایا این هم وطنان شاد رو از ما نگیر :))

.

.

دیروز رفتم واسه خودم کفش بخرم . رفتم تو مغازه از یه کفش خوشم اومد دادمش دست صاب مغازه گفتم: ( متن حرفای من با صاب مغازه)

- عاغا چهل لدفا.

- چهل چی؟ کفــــــش؟

- پــــ نــــ پـــــ چهل مغازه تو میخرم

- جـــــــــدی میخرین؟

- عاغا خوبی شما؟

- لدف دارین

- (o_O)

با پشیمونی اومدم بیرون فک نمیکردم ملت اینقد بی حواسن خدایا توبه


بقیه در ادامه مطلب.........

ادامه نوشته

سری جدید جکستان

بقیه در ادامه مطلب.....

..............

ي بار نشد تو خونمون از اين كيك خامه اي ها اضافه بياد

مثل خارجيا بزنيم به سر و صورت هم بخنديم....

.

.

مامانم هی میاد تو اتاقم و میگه:

- اتاقت نامرتبه شلخته٬ مرتبش کن

-مادر من٬ اتاق من مرتبه

- نیس٬ بهم ریختس٬ شلخته ای

-من شلخته نیسم٬ فقط سیستم چیدمان وسائلم فرق می کنه٬ درک کنید!


ادامه نوشته

داستان اموزنده شاه و وزیر

پادشاهی می خواست نخست وزیرش را انتخاب کند

چهار اندیشمند بزرگ کشور فراخوانده شدند.

آنان را در اتاقی قرار دادند و پادشاه به آنان گفت که: «در اتاق به روی شما بسته خواهد شد

و قفل اتاق، قفلی معمولی نیست و با یک جدول ریاضی باز خواهد شد، تا زمانی که آن جدول را حل نکنید

نخواهید توانست قفل را باز کنید. اگر بتوانید مسئله را حل کنید می توانید در را باز کنید و بیرون بیایید».

پادشاه بیرون رفت و در را بست. سه تن از آن چهار مرد بلافاصله شروع به کار کردند. اعدادی روی قفل

نوشته شده بود، آنان اعداد را نوشتند و با آن اعداد، شروع به کار کردند.

نفر چهارم فقط در گوشه ای نشسته بود. آن سه نفر فکر کردند که او دیوانه است. او با چشمان بسته در

گوشه ای نشسته بود و کاری نمی کرد. پس از مدتی او برخاست، به طرف در رفت

در را هل داد، باز شد و بیرون رفت!

و آن سه تن پیوسته مشغول کار بودند. آنان حتی ندیدند که چه اتفاقی افتاد!

که نفر چهارم از اتاق بیرون رفته.

وقتی پادشاه با این شخص به اتاق بازگشت، گفت: «کار را بس کنید. آزمون پایان یافته.

من نخست وزیرم را انتخاب کردم». آنان نتوانستند باور کنند و پرسیدند:

«چه اتفاقی افتاد؟ او کاری نمی کرد، او فقط در گوشه ای نشسته بود. او چگونه توانست

مسئله را حل کند؟» مرد گفت: «مسئله ای در کار نبود. من فقط نشستم و نخستین

سؤال و نکته ی اساسی این بود که آیا قفل بسته شده بود یا نه؟ لحظه ای که این احساس

را کردم فقط در سکوت مراقبه کردم. کاملأ ساکت شدم و به خودم گفتم که از کجا شروع کنم؟

نخستین چیزی که هر انسان هوشمندی خواهد پرسید این است که آیا واقعأ مسأله ای وجود دارد،

چگونه می توان آن را حل کرد؟ اگر سعی کنی آن را حل کنی تا بی نهایت به قهقرا خواهی رفت؛

هرگز از آن بیرون نخواهی رفت. پس من فقط رفتم که ببینم آیا در، واقعأ قفل است یا نه

و دیدم قفل باز است».

پادشاه گفت: «آری، کلک در همین بود. در قفل نبود. قفل باز بود. من منتظر بودم

که یکی از شما پرسش واقعی را بپرسد و شما شروع به حل آن کردید؛ در همین جا نکته

را از دست دادید. اگر تمام عمرتان هم روی آن کار می کردید نمی توانستید آن را حل کنید.

این مرد، می داند که چگونه در یک موقعیت هشیار باشد. پرسش درست را او مطرح کرد».

این دقیقا مشابه وضعیت بشریت است، چون این در هرگز بسته نبوده است!

خدا همیشه منتظر شماست.انسان مهم ترین سوال را از یاد برده است… و سوال این هست:

“من که هستم…!؟

منبع:خنده فان

سری جدید جکستان

رفتم مغازه یه پاکت شیر گرفتم و اومدم خونه و 2تا موز برداشتم انداختم توو مخلوط کن و شیر رو خالی کردم روش..

تا دستگاه رو روشن کردم، عاغا چشمتون روز بد نبینه، یهو دیدم 2تا موز دارن رو هوا پرواز میکنن..

نامرد بهم دوغ گازدار داده بود بجای شیر..!!:/

3ساعت داشتم در و دیوار رو تمیز میکردم..!!:)

.

.

امروز رفتم از دستگاه خود پرداز پول بگيرم مبلغ رو زدم 50000 تومان

يه ده هزار تومنى داد!چهار تا پنج هزار تومنى داد!بيست تا هزارى!

يه لحظه دلم واسه دستگاه سوخت،نزديک بود پولو برگردونم تو دستگاه!

طفلى خودشو کشت 50 تومن منو جور کرد...!

.

.

دوستم بهم پیام داده" به سلامتی رفیقی که خدا هیچی بهش نداد جز مرام و معرفت"

بی شعور الان به صورت غیر مستقیم بهم گفت که

نه مغز داری نه پراید داری نه قیافه داری نه خوشکلی داری پول هم که نداری پس برو بمیر

.

بقیه در ادامه مطلب.....

ادامه نوشته

خنده دار ترین ها

بقیه در ادامه مطلب......


من نمیگم زن بشینه خونه ظرف بشوره ، خب پاشه تو خونه ظرف بشوره !
یه همچین آدمه دموکراتیم من …
.
.
شمام وقتی از خواب بیدار میشید چند دقیقه تو جاتون میمونین تا لود بشین ؟ من یه رب طول میکشه تا لود بشم ، فک کنم ویروس دارم !!!

ادامه نوشته

sms ضدحال

بقیه در ادامه مطلب......


از رفتگر محله عيدي بگيريد

.

.

گربه تون رو مدام از پشت بام به پايين پرت کنيد تا پرواز کردن ياد بگيره

.

.

سي دي قفل دار رو بشکنين تا قفلش باز بشه

.

.

جوراب هاي کثيف رو به پره هاي پنکه ببنديد و پنکه را روشن کنيد.

.

.

به دوست دکترتون بگين : مرض جديد چي داري ؟ !

.

.

به عنوان آخرين نفر در صندوق رأي حضور پيدا کنيد و يک کبريت افروخته داخلش بيندازيد.

.

ادامه نوشته

سری جدید پ ن پ

بقیه در ادامه مطلب.......


از صبح دارم الکى تو اینترنت میچرخم، مامانم میاد میگه:بسه دیگه کور شدى بد بخت؛میدونى اگه کور بشى، چى میشه؟

من:خو جایى رو نمیبینم!

میگه نخیر، اگه کور بشى،معتاد میشى!!!

من:D

مامانم::(‎

نابیناها::D

معتادا::D

آخه چه ربطى داشت خداییش؟؟!

.

.

سوسک رو دیوار راه می رفت رفتم دمپایی برداشتم بکشمش

مامانم گفت:می خوای بکشیش؟

گفتم پ ن پ می خوام پاش کنم تندتر راه بره


ادامه نوشته

سری جدید جکستان

به مجرد خونه اجاره نمیدن

به مجرد مسکن مهر نمیفروشن

به مجرد وام ازدواج نمیدن

یه دفه به مجرد زن هم ندید هم خیال خودتونو راحت کنید هم خیال ما  !

.

.

هر وقت یکی یه جوک خیلی بیمزه براتون تعریف کرد الکی بلند بلند بخندین

وگرنه فکر میکنه متوجه نشدین جوکشو تکرار میکنه و بیشتر حالتونو بهم میزنه !

.

.

تا حالا دقت کردین

که همیشه سلیقه اون کسی که کنترل تلویزیون دستشه با تو ۱۸۰ درجه فرق داره ؟

.

.

انسان کلاً موجودیه که وقتی خرش از پل بگذره همه چی یادش میره

اونی هم که اینو قبول نداره خرش هنوز روی پله !

.

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

بخندید

این خونواده هایی که روزه نمیگیرن،

مهمونی افطاری میدن چپ و راست همونایین که بچشون میشه رتبه ۷۵۰۶۵ کنکور،

به افتخار قبولیش تو دانشگاه سور میدن؛

بعد اینا همونان که دخترشون ترم یک رشته ماماییه بش میگن " خانم دکتر"

من میشناسمشون

مامانم:خانم دکتربیا یه چیزی بخور الآن مهمونابیان تا اذان نمیتونی چیزی بخوری ها!!!:)))))

من:مامان بذار این جوکو ارسال کنم میام:)))))))))

.

.

با بابام دعوام شده بود عصبی بودم به مامانم گفتم مامان تو تو این مرد چی دیدی زنش شدی؟

گقت خودت توش چی دیدی پسرش شدی! :|

الان 2 روز دارم رو حرفش فکر می کنم

.